محمد رضا واليزاده معجزى

224

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

ورود رضا شاه ايستاده بودند . رضا شاه در اتومبيل مشكى قرار داشت [ هنگامى كه ] به ابتداى جمعيت مجاور پل كرگانه [ رسيد از اتومبيل ] پياده شد و قدم‌زنان به صفوف نزديك گرديد . به صف روحانيون كه رسيد قيافه مرحوم آيت اللّه حاج آقا روح اللّه كمالوند جلب توجه او را كرده ، پرسيد اين [ روحانى ] كيست ؟ ( حاج آقا روح اللّه آن موقع قريب سى سال از عمرشان گذشته بود و تازه به درجه اجتهاد رسيده بودند ) . از ميان جمعيت قوام دفتر كمالوند كه پيرمردى فوق العاده نحيف و كوچك‌اندام بودند ، جلو آمد و گفت ايشان [ آيت الله ] روح اللّه كمالوند مىباشند . شاه پرسيد : ايشان شاگرد كدام مجتهدند . گفتند كه شاگرد [ آيت الله ] حاج شيخ عبد الكريم حائرى مىباشند . شاه گفت : حاج شيخ عبد الكريم خودمان و اضافه كرد ، قبولش داريم . رضا شاه به قرارى كه مسموع شده نسبت به مرحوم [ آيت اللّه ] حاج شيخ عبد الكريم حائرى فوق العاده علاقه و محبت داشته است . 11 . آن‌گاه متوجه سپهبد امير احمدى شده و گفت : معرفى كنيد ؛ سپهبد كه همه سرشناسان لرستان را مىشناخت اشخاص را به حضور او معرفى مىكرد . از پل كرگانه به بعد براى اين‌كه همه استقبال‌كنندگان را ببيند ديگر داخل اتومبيل نشد و يك اسب سفيد شكيل درشت‌اندام كه قبلا حاضر و آماده شده بود آوردند و شاه سوار شده و از ميان جمعيت با اسب عبور كرده همچنان مىآمد تا رسيد به محلى كه اكنون عمارت شهربانى در سمت راست آن قرار دارد . « 1 » اين‌جا را سابقا محسن‌آباد مىگفتند ؛ منتسب به ميرزا محسن خان مظفر الملك كه در عصر ظل السلطان از طرف او نايب الاياله لرستان بوده و در اين نقطه عمارتى به نام محسن‌آباد ساخت . ميرزا محسن خان جمعى از اهل خرم‌آباد را وادار كرد كه در محسن‌آباد خانه بسازند ولى بعد از [ رفتن ] او ، آن [ خانه ] ها را رها ساختند . در اين سفر از طرف شهردارى جديد التأسيس خرم‌آباد تشريفات مجللى در محسن‌آباد ( روبروى عمارت كنونى شهربانى ) برپا [ شده بود ] و جلو چادرپوش سلطنتى كه جهت استراحت

--> ( 1 ) . در [ كتاب ] تاريخ عصر پهلوى [ آمده كه ] رضا شاه با لباس تمام رسمى و جقه سلطنتى و شنل آبى سوار بر اسب بودند گذشته ، نسبت به آنها اظهار تفقد نموده و از سرانشان پرسشهايى نمود . اين مراسم در نظر عشاير لر كه در قرون اخير شاه را در منطقه خود نديده بودند اثر داشت .